زندگی در بوته هیچ

تارنگاشت های سعید ایلخانی مهوار

زندگی در بوته هیچ

تارنگاشت های سعید ایلخانی مهوار

خاکستر

کبریت یا فندک
برگ یا بهمن
انگشتانم به خواب سیگار رفته است ؛ نه سوراخ سد
و تو ... تو که پاکتر از منی!
بارش مداوم سرب میان ریه هایت سبب می شود
تا هر روز شاهد عفونت عرفان خود باشی
بیا و در یک پک شریک شو تا پر شویم از حس سرگیجه ی هر ارتفاع
و غرق شویم در هاله ی از دود و بلند بخندیم و بگوییم:
گور بابای هر چی بال زدنه
وقتی حتی پرواز هم دچار می شود ؛ خاطرت را خالی کن از هر چه به خاطر سپردن است
و بگذار دیگران با سیگارها ی نیمه سوخته و نیمه های سوخته یشان بال بال بزنند
بی آنکه بدانند خاکستر نشینند.

نظرات 0 + ارسال نظر
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد