خدایا خوت بهش کمک کن عاقلانه قدم بر داره!
دلم به معصومیتش می سوزه
آخه خدایا چرا یه نفر باید انقدر . . . باشه؟
خداااااااااااااا . . .
نزار بشه من!
انگار نه انگار من فردا ساعت 8:30 امتحان دارم!
عجبا!!!
خب یکی منو دعوا کنه:دی
برم سر درس و مقش یکم!
امتحان قبلیم مدیریت و ویراستاری در خبر بود!
استاد مجاز کرده بود روزنامه ببریم سر جلسه امتحان!
تا برگه هارو دادن من بعد خوندن سوالا روزنامه رو باز کردم و شروع کردم گشتن دنبال تیترای درسی!
یه نگاه کردم دیدم بغل دستیم چشاش شده 4 تا
یهو با تعجب گفت:
آقا مگه شما امتحان نداری؟
سالن ترکید!
دانشگاه جکی داریمااااااااااا . . .
طرف دستش شکسته اومده سر جلسه این میگه مراقب براش مینویسه:دی
توجه توجه
به مناسبت فرا رسیدن ایام غمبار
امتحانات این وبلاگ تا
تاریخ 13 بهمن ماه 1390 ه.خورشیدی در مرخصی به سر می برد و حدودا "نیمه تعطیل" خواهد بود.
لذا از شما نوگلهای خندان باغ آفرینش خواهشمند است که فراموشمان نفرمایید و ما را از خاطر انورتان نزدایید.
کمترین سعید
احساس میکنم دیرم داره میشه
ساعت 10 کلاس دارم تازه استاد میخواد نمره میان ترم هفته قبلم اعلام کنه
من که 5 از 5 میگیرممممممم:دی
من رفتم دانشگاه تا 17