طفلی بنام شادی دیریست گم شده
با چشمهای روشن براق
با گیسوئی بلند به بالای آرزو
هر کس از او نشانی دارد ما را خبر کند
اینهم نشانی ما:
یکــسو خلیج فارس ؛ ســوی دیگر خزر
اینجا وبلاگ دوم منه و بیشتر اینجا برای ثبت وقایع و حرفهای روز مرمه
به قول یکی از دوستان وبلاگ نویس:
" شاید ارزش بعضی حرفها در لحظه قابل فهم و دریافت برای همگان نباشد اما دلیلی برای نگفتنشان و ثبت نکردنشان نیست "
- استفاده از مطالب این وبلاگ منوط به کسب اجازه از صاحب آن است.
ادامه...
من هم به فدات !
مگه چیه... جوانیه و هزار آرزو...!
دوباره اتاق خلوتم را مهیا می کنم ...
میهمان دارم ...
تنهایی ها در راهند ...
واقعا اگه خوب درک کنیم ی آغوش گرم از هزار تا خونه ی ویلایی هم بهتره....
به نجوایی صدایم کن ...
بدان آغوش من باز است ...
برای درک آغوشم شروع کن ...
یک قدم با تو ...
تمام گام های مانده اش با من ...