زندگی در بوته هیچ

تارنگاشت های سعید ایلخانی مهوار

زندگی در بوته هیچ

تارنگاشت های سعید ایلخانی مهوار

موسم اندوه که می رسد ماه را نگاه کنید!

گفتی دل را از آواز عشق سر ریز کن تا ببینی که . . .
گفتم که همه دنیا کف دستی بیش نیست
گفتی و انسان همیشه رفیق اندوه نیست روزهای قشنگ هم هست!
گفتم به جان تو که از همین عصرهای قشنگ تابستانی ؛ تنها دلی عاشق به عشق تو مونده است و بس
گفتی پس از لبخند و مهر ؛ از عشق و مهربانی بگو
گفتم اگر از عمرم دمی مانده باشد و آنی ؛ آن آن هم از آن تو . . .

گفتی تو ماه را دوست نداری بابایی؟!
گفتم خیلی دوستش دارم
گفتی از ماه آسمان دلت بگو
گفتم برای اینکه از ماه تمام دلم بگویم ؛ بگذار دمی و درنگی ببینمت
پرده توری را کنار زد و من دیدمش
همان ماه من بود که می خندید
خندیدم و قلم برداشتم و به یادگار بر روی ستون سنگی نوشتم
موسم اندوه که می رسد ماه را نگاه کنید!
و همان جا نشستم و یک دل سیر دیدمش
دیدمش...
دیدم...
حالا دیگه خوب می دونم
که ماه همون ماه شوخ و فتدان
سی بردن دل ماس
که خال کنج لبونش
هی ماه
ماه
برو
برو
که مهمون قشنگ
تو خونه دارم امشب. . .


پ.ن:متن بالا قسمتی از اشعار مجتبی معظمی است که توسط پرویز پرستویی در آلبوم بابایی دکلمه شده است برای دیدن متن کامل و شنیدن کامل آلبوم می توانید به اینجا بروید.

نظرات 1 + ارسال نظر
مهتاب... 1390/11/24 ساعت 23:19

خیلی زیبا بود ممنون که هینجا نوشتیش تا ما هم لذت ببریم
فقط کاش لینک دانلودش فیلتر نبود
با این اسپیدای محشر در حد لالیگا فقط مونده وی پی ان آن کنیم

ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد