طفلی بنام شادی دیریست گم شده
با چشمهای روشن براق
با گیسوئی بلند به بالای آرزو
هر کس از او نشانی دارد ما را خبر کند
اینهم نشانی ما:
یکــسو خلیج فارس ؛ ســوی دیگر خزر
اینجا وبلاگ دوم منه و بیشتر اینجا برای ثبت وقایع و حرفهای روز مرمه
به قول یکی از دوستان وبلاگ نویس:
" شاید ارزش بعضی حرفها در لحظه قابل فهم و دریافت برای همگان نباشد اما دلیلی برای نگفتنشان و ثبت نکردنشان نیست "
- استفاده از مطالب این وبلاگ منوط به کسب اجازه از صاحب آن است.
ادامه...
ذهن مظنون جامعه ، واسه حوا هم حرف درمیاره ، نه که شوهرش آدم بوده؟!
این که حوا هوای آدم کرد (امید صباغ نو) آفتاب از کجا درآمده است، این که حـوّا هوای آدم کرد؟ با وجودت اتاق سرد و عبوس، کمی از سردیِ خودش کم کرد لحظههای نبودنت به خدا در خودم بارها شکسته شدم تا به کِی توی خواب بایستی حضرت ماه را مجسّم کرد؟ عشق یک هدیه ی خدادادیست، من کجا و حضور ماه کجا؟ کاش میشد برای ماه دلت، جای شایستهای فراهم کرد دلِ من مثل سیر و سرکه شدست، نکند از کنـــار من بروی؟ کاش میشد که در کنار تو باز چایِ پر رنگِ عاشقی دم کرد بعدِ تو سهم سالنامهی من، روز و شب اشکِ شعر خواهد شد فصلِ پنجم تویی؛ یقین دارم میشود رفع غصّه و غم کرد قــول دادی به حرمت دلمان زود برگــردی وُ مـن این دفعـه قلب خود را به جای فرش حریر، پیش پای تو پهن خواهم کرد
سلام یه سری هم به ما بزن
www.web98.vcp.ir
behesh migoftin gashtam nabood nbagard nist
joz eshghe man
به تو محتاجم! مثل آدم به حوا...
ذهن مظنون جامعه ، واسه حوا هم حرف درمیاره ، نه که شوهرش آدم بوده؟!
این که حوا هوای آدم کرد (امید صباغ نو)
آفتاب از کجا درآمده است، این که حـوّا هوای آدم کرد؟
با وجودت اتاق سرد و عبوس، کمی از سردیِ خودش کم کرد
لحظههای نبودنت به خدا در خودم بارها شکسته شدم
تا به کِی توی خواب بایستی حضرت ماه را مجسّم کرد؟
عشق یک هدیه ی خدادادیست، من کجا و حضور ماه کجا؟
کاش میشد برای ماه دلت، جای شایستهای فراهم کرد
دلِ من مثل سیر و سرکه شدست، نکند از کنـــار من بروی؟
کاش میشد که در کنار تو باز چایِ پر رنگِ عاشقی دم کرد
بعدِ تو سهم سالنامهی من، روز و شب اشکِ شعر خواهد شد
فصلِ پنجم تویی؛ یقین دارم میشود رفع غصّه و غم کرد
قــول دادی به حرمت دلمان زود برگــردی وُ مـن این دفعـه
قلب خود را به جای فرش حریر، پیش پای تو پهن خواهم کرد
به حوا بگو ادم سالهاست ازین دیار رفته در این دنیا ادم نمیابی نگرد