زندگی در بوته هیچ

تارنگاشت های سعید ایلخانی مهوار

زندگی در بوته هیچ

تارنگاشت های سعید ایلخانی مهوار

شعر زنانگی

شعر‌های من یکپارچه زنانگی ‌ست
بی‌ پرده می‌‌نویسم
عریان ببین
دستت را بگذار رویِ برجستگیِ واژه ها
تب کن
کنارِ نقطه های شعر عرق کن
پا بپایِ عاشقانه‌هایِ من
دیوانه شو ، عاشق شو ، مست شو
از خواندنِ مکرر حرف های من خسته شو
خسته شو ... خسته شو
امشب روی ی این جمله‌ها بخواب
فردا شعر‌هایم را دوباره بخوان
شعر‌های من
همه از درد
و اشک
و عشقِ زنانگی ‌ست
از میان این خط‌ها ، خاطره‌ای بساز
دچار شو
عبور کن ... عبور کن ... عبور کن
میدانم ، فردا که مستی از سرت پرید ، همه درد‌های یک زن را فراموش می‌‌کنی‌!
نظرات 3 + ارسال نظر
فرشته 1390/12/14 ساعت 22:01

وای چقدررر زیبا بود...ای کاش اسم شاعرشم مینوشتی....

متاسفانه نمیدونستم شعر از کیه

فرشته 1390/12/14 ساعت 22:03

بر او ببخشایید...
بر او که از درون متلاشیست...
فروغ فرخزاد

طناز 1390/12/21 ساعت 01:01

این زنانگی شعرهایت خرابببم کرد

باز هم بنویس

ب این زودی مستی از سرم نمیرود

ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد