زندگی در بوته هیچ

تارنگاشت های سعید ایلخانی مهوار

زندگی در بوته هیچ

تارنگاشت های سعید ایلخانی مهوار

عجبا

سوهان قم ساخت چین رسید!
حاج چینگ چونگ و پسران

ها؟

بچه: بابا من برای چی بدنیا اومدم ؟
بابا: تو بدنیا اومدی تا زیباییهای این دنیا رو ببینی ، عاشق بشی ، بگی ، بخندی ، محبت کنی ، لذت ببری ،
بچه: بابا؟
بابا: بله
بچه: ببند
بابا:| :

منت نمی کشم

آنقدر قرصهای آرام بخش میخورم تا آرام شوم ، نمیخواهم منتت را بکشم تا آرامم کنی

دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟ جونور کامل کیه؟

دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟ جونور کامل کیه؟

واسطه نیار، به عزتت خمارم

حوصله هیچ کسی رو ندارم

کفر نمیگم، سوال دارم

یک تریلی محال دارم

تازه داره حالیم میشه چکاره ام

می چرخم و می چرخونم، سیاره ام

تازه دیدم حرف حسابت منم

طلای نابت منم

تازه دیدم که دل دارم، بستمش

راه دیدم، نرفته بود، رفتمش

جوونه نشکفته رو، رستمش

ویروس که بود حالیش نبود، هستمش

جواب زنده بودنم مرگ نبود، جون شما بود؟

مردن من، مردن یک برگ نبود، تورو به خدا بود؟

آن همه افسانه و افسون، ولش؟

این دل پرخون، ولش؟

دلهره گم کردن گدار مارون، ولش؟

تماشای پرنده ها،بالای کارون، ولش؟

خیابونا، سوت زدنا، شپ شپ بارون، ولش؟

دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟ جونور کامل کیه؟

گفتی بیا زندگی خیلی زیباست، دویدم

چش فرستادی برام تا ببینم، که دیدم

پرسیدم این آتش بازی تو آسمون، معناش چیه؟

کنار این جوی روون، معناش چیه؟

این همه راز، این همه رمز، این همه سر و اسرار، معماس!

آوردی حیرونم کنی که چی بشه؟ نه والا

مات و پریشونم کنی که چی بشه؟ نه بلا

پریشونت نبودم؟ من، حیرونت نبودم؟

تازه داشتم می فهمیدم که فهم من چقدر کمه

اتم تو دنیای خودش حریف صدتا رستمه

گفتی ببند چشماتو، وقت رفتنه

انجیر می خواد دنیا بیاد، آهن و فسفرش کمه

چشم های من آهن زنجیر شدند

حلقه ای از حلقه زنجیر شدند

عمو زنجیر باف، زنجیر تو بنازم

چشم منو، انجیر تو بنازم

دیوونه کیه؟ عاقل کیه؟ جونور کامل کیه؟


(حسین پناهی)

کار

وای که چقد کار ریخته رو سرم!

مشهدی

نه هنوز معرفتا نمرده!

دعات برام بسه!

غیرت الله

السلام علیک یا غیرت الله

الله و اکبر!

وصل شد حال قیامم ز عمودی به سجود

بی رکوع است نمازم و این تکبیرم

بدنم را به سوی خیمه ی اصغر نبرید!

که خجالت زده زان تشنه لب بی شیرم . . .

چه حالی

وای خدا . . . خوش بحالش چه شبیه!

چه حالی! چه شوری!

چه کرده ایم؟

کاش از ما نپرسند بعد از شهدا چه کرده اید ؟

آخر چه دارد بگوید انبوهی از نقطه چین ها...!

وای خدا

حاج عباس آقا حجکم مقبول

حج

جنگ حج ماست

                              "شهید عباس بابایی"

دیروز امروز فردا

من خندیدم و اشک ریختم و گفتم

او خندید و باور نکردو باز خندید . . .

بی شعوره خر

فک کرده من خرم!

اگه نمی گفتم می سوختم!

شیخ و مریدان

شیخ را پرسیدند: از برای چه ساکتی ؟
فرمود: سکوتم از رضایت نیست ، دلم اهل شکایت نیست.
و مریدان از هوش برفتندی.

 

ها؟

یه سر برم ببینم فیس بوک چه خبره :|

اولیش خودم!

اینجا همه ادعای یاری دارند

یک جمعه بیا و امتحان کن ما را . . .

آزادی

بازهم آدینه . . .

چه حس خوبی داره گوش دادن این آهنگ!

آخی نازی

109.203.183.65

این آی پی هر کی هست خیلی دوسم داره هر روز وبلاگ اولمو باید چک کنه!

آخی نازی!!!!